
خبر بسيار كوتاه و لي جالب بود ” نخستين گوساله ايراني كه از پروسه شبيه سازي بوجود آمده در گاو داري در اصفهان به دنيا آمد” دنياي شگفتي ها بار ديگر معجزه خود را بوجود آورد كه مهندسي ژنيك عامل آن بود اين گوساله بعد از بره اي كه به اين صورت پاي به خاك پاك ايران گذاشته دومين مخلوقي است كه بر اثر فعاليتهاي دانشمندان ايراني در پژوهشكده رو يان بوجود آمده است خبر بسيار بزرگي است و شايد به همين علت است كه مرا به عالم فانتزي برد و خواستم كه به گونه اي با اين گوساله عزيز ارتباطي برقرار كنم و چون در دنياي وهم خيال آسان ترين اقدام تصور كردن است پس اين گونه با اين گوساله صحبت مي كنم
گوساله جان سلام
به طور حتم نمي توانم از تو بپرسم كه خوبي ؟ زيرا خوب بودن موجودي چون تو كه بر اثر شبيه سازي بوجود آمده حتما با بي شماري گوساله هائي كه مرتبا به دنيا آمده و گاو از دنيا مي روند فرق دارد اما به هر حال اميدوارم در دنياي خودت خوب باشي نمي دانم چه حسي دارد كه به دنيا بيائي بدو ن آن كه عشقي مابين ماده و نر و يا زن و مردي باشد اما مطمئن باش كه تو در اين دنيا تنها نيستي زيرا بسياري از بچه ها و تو له ها و كره ها و گوساله ها و جوجه ها و…بدنيا مي آيند بي آن كه كسي بفهمد كه علت حضورشان بهر چه بوده و اصولا بنا بر چه انديشه اي پاي بر اين كره خاكي گذاشته اندو اين دقيقا خصوصيات مشترك موجوداتي است كه روي پاهاي خود راه مي روند و به اصطلاح خود را آدم دانسته با حيوانات است زيرا آنها فاقد عشق به زوج يا زوجه خود و يا هر موجود و چيز ديگري مي باشند شايد در وحله اول وقتي كه نگاه كني ببيني كه برخي از مشا به هايت دقيقا مثل تو نبوده وداراي حسي هستند كه تو از آن بي خبري و آن را آدمها ” عشق ” مي گويند كه نخست از مادر شان مي آيد و مادرشان با صدائي آنها را مي خواند و يا آنها از او كمك مي خواهند و تو در خودت بگردي و فكر كني كه چرا تو اين حس را نداري اما غصه آن را نخور بايد بگويم تو در اين دنيا تنها موجودي نيستي كه برخي از به اصطلاح بزرگترهايشان هيچ مهر و مراقبت و محافظتي نمي گيرند كه هيچ بلكه خشم و نفرت و كتك و مرگ را به عنوان نو برانه اي دريافت مي كنند اما خوبي اين قضيه اينجا است كه در وجود تو انتظار عشق و توجه و محبت و مراقبت از بزرگترها وجود ندارد كه اگر آن را نبيني دچار حسرت و سر خوردگي و ناراحتي شوي و پيش خودت فكر كني كه اي كاش هيچوقت به دنيا نيامده بودي تازه تو يك شانس ديگر هم داري و آن اين است كه كسي ترا لعن و نفرين نمي كند و منت سرت نمي گذارد كه اگر تو نبودي خيلي وقت بود كه اين زندگي را رها كرده و لي چكند كه مادر و يا پدر و يا برادر و خواهر و… هست و اين داغ ننگ به پيشانيش خورده و كلفت بي جير مواجب شده است !! هرچند كه مي دانم اين بي مهري ها فقط در نزد آنهائي است كه خود را آدم و شما بيچاره ها را حيوان و بي شعور مي دانند شايد وقتي درآن گاو داري مي خرامي حس كني كه چرا اينقدر تنهائي و كسي از تو يادي نمي كند اما اين كه غصه ندارد اصلا بيشتر وقتها كسي از حيوانات يادي نمي كند مگر گرسنه اش شود و يا بخواهد از دست دزد فرار كند و يا تنها نباشدو كمتر به بچه هاي بي مهر و محبت والدين نفرين فرستد غصه نخور مي داني در بين انسانها هم اين داستان به وفور ياد مي شود و الان خيلي ها هستند كه كسي به ياد آنها نيست در حاليكه هم پدر و هم مادر و هم يك عالمه صاحب و به اصطلاح عاشق دارند كه يكي از آنها همين جناب ” مولانا ” يا جلال الدين بلخي و يا مولوي ما ايرانيان است كه هرگاه كسي به ما مي گويد او ايراني نيست و ترك است رگهاي گردن ما بيرون مي زند و مي خواهيم گوينده اين سخن را خفه كنيم اما امروز كه قرار است به همت همان تركهاي تركيه كه ما آنها را ملقب به يك حيوان بيچاره ديگر مي كنيم و در قونيه براي او بارگاهي ساخته اند كه مركز توريستي ميليونها عاشق مولانا در سراسر گيتي و جايگاه اصلي مولوي شناسي است و فرسنگها از مقبره هاي حافظ و سعدي و خيام و عطار و فردوسي و بو علي سينا و باباطاهر و.. ما فاصله دارد كه سالها است در يكنواختي و كوچك شدن و فرسوده شدن و غرق در بي توجهي غرقه هستند و پولهاي قطري ها كه چون پول دارند مي خواهند افتخارات ايران را كه مورد بي توجهيمان است از ما بربايند و به نام خود كنند فيلمي از زندگيش ساخته شود در حاليكه ما به اصطلاح عاشقان مولانا و صاحب او همچنان مشغول خريد ” افسانه جومونگ ” هستيم و كلي هم براي ديدن آن همه اعضاي خانواده را با هيس هيس گفتن ها خفه مي كنيم حالا ديدي بي كس و كاري خيلي بهتر از دايه هاي بهتر از مادر است شايد بزرگتر شدي و يك روزي حس كردي كه چرا تو عاشق نمي شوي اما غصه نخور خيلي از آنهائي كه به تو مي گويند ” گاو ” خودشان خرامان خرامان در اين چمنزار روزمرگي مي خرامند و هيچگاه به هيچ كس علاقمند نمي شوند شايد خوشحال نباشي كه غير طبيعي به دنيا آمدي اما عزيز من ! اگر غير طبيعي نبودي مي دانستي سر نوشت تو چه بود ؟ نمي دانم تا به حال سري به قصابي و يا كشتار گاه زدي و يا خواهي زد و لي اگر زدي بدان تو اين دنيا حتي اگر شبيه ديگران و حتي كمتر از هم نوعانت هم كه باشي چون غير طبيعي هستي قيمت داري آخر تو روزگار ما قيمت غير طبيعي و عوضي ها بسيار بيشتر از طبيعي و عادي ها است القصه گوساله جون خوشحال باش كه اينقدر خاطر خواه داري و بعد از اين كه به دنيا آمدي كلي فيلم و تصوير و خبر از تو چاپ مي شود آخر مي داني ما آدمها دو ست داريم هميشه از در دروازه رد نشويم و از سر سوزن بخواهيم كه رد شويم و حالا حكايت تو است كه اين همه تو چشم هستي اما همه ما آدمها روزي صد ها هزار معجزه مثل طلوع وغروب خورشيد و تولد كودكان و ديگر موجودات و آسمان آبي و درياي نيلگون و جنگل سبز و كوه سپيد دماوند و زيبائي هاي زندگي و سلامتي خود و خانواده هايمان و … مي بينيم اما حتي يك تصوير ذهني هم از آن نگه نمي داريم آره گوساله جون ما آدمها اين گونه هستيم اما خوش به حال تو كه خيلي چيزها را نمي فهمي و شايد به همين دليل است كه خيلي عزيزي نمي گويم مراقب خودت باش كه مي دانم هستند آخر تو معجزه اي ولي اي كاش همه معجزه هاي خدا را ما قدر مي دانستيم و مراقبش بوديم
قربانت
عاشق گاو دوست
























