کنار خیابان ایستاده بو د و با غرو ر رو پوش سفید خو د را نگاه می کر د که در دستش گر فته بو د یک مو تو ری که ترافیک را بهانه قرار داده و حمله به پیاده ر و کر ده بو د فر یاد ز د
- آقای دکتر مر اقب باش
و بعد از کنارش ویراژداده بو د این لفظ دکتر را چقدر شیرین شنیده بود تاکسی چر اغ ز د و آدرس را پر سید و بعد گفت
- - بپر بالا دکتر جون !
مو قع پیاده شدن و قتی قیمت غیر متعار فی را بر ای کر ایه شنید اعتر اض کر د اما راننده تاکسی گفت
- شما چر ا دکتر جو ن چو نه میزنی ؟ شما که ماشالله و ضعتان تو په
و بار جادوی این کلمه دکتر کار خو د را کر د و اجاز ه داد ر اننده عزیز شیر ین سرش کلاه بگذارد
وار د محل کارش شد و عباس آقا به او گفت
- آقا محس چر ا دیر کر دی ؟ مشتری خیلی و قته بر ای اصلاح معطله ز و د باش ر و پو شت را بپوش
و محسن فکر می کر د معنی “تحصیلات “توی این دیار یعنی چه و…
………………………………………………..
رو زنامه را می خو اند و آمار کو د ک آزار یها را با تعجب آنالیز می کرد
کو د کان را 45% پدر ان و 20% مادران آز ر ده اند و 20% نیز نا پدری و 12% نا پدری در این جنایات سهیم بو دند اما پیش خو د فکر می کر د که آمار دهنده چگو نه تو انسته است پدر بو د ن و مادر بو دن و ناپدری بو دن و نامادری بو دن را تشخیص دهد ؟آیا او هم تنها به صر ف شناسنامه پدر و مادر و ناپدری و نامادری را تشخیص داده است ؟
. فکر کر د راستی این کدام پدر و مادری است که کو دک می آزارد ؟ و این لفظ شو م ناپدری و نا مادری را چه کسی گذاشته تا با این گونه پدر و مادر ها در تقسیم بندی دیگری قرار گیر ند؟ و به معیار” پدر” و “مادر” و شناسنامه در این دیار اندیشید….
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
به صو ر ت خو د در آینه نگر یست چو ن هر ر و ز صبح خو شحال از آرایشی بو د که بر صو ر تش نشسته بو د بار ها آه و ناله مادر پیرش را شنیده بو د که آخر چر ا هر رو ز این گو نه آرایش می کنی مگر چه خبر است ؟اما او گوشش به این حر فها بدهکار نبو د چو ن می خو است خوشایند باشد و ز یبائیش را تقدیم کند در گو شه خیابان به انتظار نشست اتو مو بیلهای ز یادی جلوی او بوق می زدند و لی از چهر ه های آنان نفر ت داشت بر خی ز نان که او را می دیدند او ر ا نفر ین می کر دند حتی پیر ز نی او را با صدای بلند گفت “ز نیکه بد کاره را ببین چگو نه خو دش را بزر ک و دو ز ک کر ده” اما گوشش از این حر فها پر بو د او کارش را دو ست داشت و سر انجام سو ار ماشینی شد تا او را به خانه بر د از اتو مو بیل پیاده شد و وارد خانه شد
آنجا مشتر یان ز یبائی او به انتظارش بو دند او خو شحال بو د که این گو نه آراسته وارد خانه سالمندان و معلو لین .. می شو د تا آنانی که مهجو ر از زیبائی و مهر و عشق و ایمان هستند را امید دیگری بخشد لبخند ز یبائی که پیر مر دان و پیر ز نان به محض مو اجه شد ن با او بر لبانشان می نشست در د تمامی ناسز اها و بی احتر امی های خیابان را از او می گر فت و می دانست که مفهو م ” نجابت ” را در رو ح نه در روی صو ر ت باید یافت
>>>>>><<<<<<<<<<<<<<<<<<
آیلی از من پر سید
- مو قع انتخاب انجمن تو به خو د ت رای دادی؟
و وقتی با پاسخ منفی من ر و به ر و شد گفت
- خوب به خو د ت رای می دادی تا رای هایت بیشتر شود
ووقتی به او گفتم مهم انتخاب شدن با هر تر فند و وعده در و غ و فر یب نیست بلکه آنچه که در هر انتخاباتی باید مهم باشد ” صداقت ” است چشمهایش گر د شد می دانستم در انتخابات مبصر ماه دیگر او دیگر به خو د رای نمی دهد ز یرا ” صداقت ” را بر تر از ” انتخاب شد ن در و غین ” دانسته است
و دعا می کنم که بیش از استفاده از هر واژه و قضاو ت بر روی آن قصه آن را خوب بدانیم


























