چند ساعنی مانده است و باز خو اهیم گفت باز والنتاین ر سید… 19 سال پیش بو د که بر ای او لین بار با این واژه آشنا شدم مدت ز مان ز یادی نبو د که سر بازی را در هنگامه جنگ تمام کر ده بو دم و بر ای ادامه تحصیل عاز م ار و پا شدم من که از سر ز مینی می آمد م که در آتش جنگ و بغض و مر گ می سو خت نا گهان در قاره سبز بهانه ای به نام ر و ز و النتاین را بر ای عشق و ر زیدن مشاهده کر د م و چه سخت یکه خو ر د م ر و زی بر ای عشق ؟ و این گو نه بو د که سخت دلباخته و اسیر جو انی و هم ر نگ جماعت شد ن من نیز و النتاین گو یان هر آشنای و نا آشنائی را با ر زی کو چک مهمان و بو سه باران !کر دم چند سال بعد که به ایران بر گشتم والنتاین هنو ز در ایران جای نیافتاد ه بو د جز چند کارت پستال فر و شی در خیابان و یلا هیچ کجا کار ت و النتاین نمی فر و خت و من نیز در آن هنگامه چقدر سختی کشید م تا به یار آن ر و ز گار م ز و النتاین و ر و ز عشق گو یم و عجیب بو د که یار هم چو ن من شگفت ز ده شد که ر و زی را به نام عشق نام گذاری کر ده اند سالها گذ شت و ر و د اینتر نت و ماهو ار ه و اقعه جهانی و النتاین را به سر ز مینی که هنر نز د آن می دانستند آور د در سر ز مین هنر نز د آنها خبری ز هنر عشق نبود؟ و این گو نه و النتیان به فار سی هم نو شته شد دیگر همه جا صحبت ز والنتاین و امپراتو ر رو می خو ن خو اری که عاشق را به قصد هجر می کشد و و النتاین کشیش را به جر م و صل هلاک کر د به شد ت ر و اج پیدا کرد و این گو نه بو د که ناگهان بر خی به دنبال نسخه ایرانی و النتاین ر فتند و به گو نه ای ر وز عشق را سعی کر دند با اسناد و مدار ک و فر شته های باستانی به ایرانیان نسبت دهند از دید من این کار لز و می نداشت همه ایرانیان را مر د می ز عشق و مهر می شناسند مگر امپر اتو ر بزر گ ایران کو ر وش کبیر خو د فر مانر و ای عشق و آز ادی نبو د ؟ مگر معجز ه پیامبر بزر گ ایران زرتشت لبخند و مهر نیست ؟ مگر دلداد گی های شهر زاد و معجز ه عشق او که سلطانش را از یک خو نخوار دجال به عاشقی دلدار تبدیل کر د را نشنیده بو دیم ؟قصه شیر ین و فر هاد و بیژن و منیژه و ویس و رامین و زال و ر و دابه و سهر اب و گرد آفر ید و… را نشنیده بو دیم ؟ حافظ و عطار و نظامی و سعدی و مو لانا و سهراب و اخو ان ثالث و فر و غ فر خزاد و احمد شاملو …. را نداشتیم ؟ مگر یلدا با انار سر خ و سیب قر مز و غز لهای حافظ مال ایران و دلداده هایش نبود؟پس نیازی نبو د که بگو ئیم همو اره عاشقی و دلداد گی ز فر هنگ غنی این مر ز و بوم نشات گر فته است؟انمی دانم چرا باید در روز عشق و همبستگی باز ز جدائی ها و ” من” و ” رو ز عشق من ” سخن راند؟اما گو ئی لاز م بو د فرز ندان آر یائی آن دلداد گان گو ئی به خو اب رفته بو د ند عشق و دلدادگی در این ر وز گار عجب کالای نایابی شده است که حالا به بهانه و النتاین باید عشق بو ر زیم ؟آری این گونه بو د و صد افسو س کسانی که در این ر و ز ها بیشتر در نقش دلداد گی هستند در فر دای و النتاین ز دل سوزانندگی بیشترین سهم را دار ندو… نمی خو اهم ز دلتنگی بگو یم در بیستمین سالگر د آشنائی با و النتاین می خو اهم چند عهد عاشقانه با همه مهر بانانی که به خانه قلمی ناخدا می آیند بکنم می خو اهم همه باهم این عهد را ببندیم عهد هائی که سخت نیستند اما نیاز به دل عاشق ز روی حقیقت و نه ر یا دارد عهد های ناخدا در این سالها این بو ده است
1/ عهد می بند م که بعد از و النتاین هم عاشق باشم و عاشق بمانم حتی اگر عشق مر ا سخت به آز مو ن بگیر د آز مو نهای مقاو مت و شجاعت و سخت کو شی و دل دادگی بر سر راهم آمد عاشق بمانم
2/ عهد می بندم که هر گز باو ر نکنم که عشق شکست می خو ر د و در عشق شکست می خو رم عشق هیچگاه شکننده و شکست دهنده نیست
3/ عهد می بند م که عشق را هیچگاه با تر س و حساد ت و در و غ و ر یا یکسان نکنم هیچگاه نگذار م این عو امل به عشق من صدمه زنند
4/ عهد بند م که عشق را بخاطر عشق پاس دارم و بدانم عشق جاری است و جاری خو اهد ماند
5/ عهد ببند ک که عشق پایانی ندارد و اگر عشق همان عشق باشد ز مان مقو له بی معنی است
6/ عهد ببند م که عشق را همو ار ه با همر اهی ایمان و امید به کار بر م و بدانم اگر عاشقم پس باید امید داشته باشم و ایمان به صحت و در ستی آن داشته باشم
7/ عهد ببند م که هر گز فکر نکنم که ایزد مهر مر ا و عشقم و وجو د م را تنها گذار د و ره به سو ئی بر د که در راستای خو شبختیم نیست
هفت گانه نو شتم که هفت را هم نشانی ز خو شبختی دانسته اند و آن را نثار عشق بزر گم دخترم آیلی و همه کسانی که می دانند از ته دل دو ستشان داشته و دار م و خو اهم داشت خو اهم کرد دسته گلی به انداز ه تمامی بو ستانهای ر ز نثار شما
تقدیم باعشق
ناخدا تورج




